تبليغاتX
*·.¸*·.¸`*·.¸ ستاره ¸.·*´¸.·*¸.·*
`*·.¸`*·.¸`*·.¸SETAREH¸.·*´¸.·*´¸.·*´

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط `*·.¸ ستاره ¸.·*´ | 


باور نکن تنهاییت را

باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
ازمن به من نزدیکتر تو
ازتو به تو نزدیکتر من

باور نکن تنهاییت را
تا یک دلو یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاری

دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها

من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط `*·.¸ ستاره ¸.·*´ | 
مرد جواني , از دانشکده فارغ التحصيل شد . ماهها بود  که ماشين  اسپرت  زيبايي ،  پشت  هاي يک  نمايشگاه  به  سختي را جلب کرده  بود و از ته  دل آرزو مي کرد  که روزي صاحب آن ماشين  شود  .

مرد جوان  ، از پدرش  خواسته  بود  که  براي هديه  فارغ  التحصيلي ، آن  ماشين  را برايش بخرد . او مي دانست  که پدر توانايي خريد  آن را دارد  .

بلاخره  روز فارغ التحصيلي فرار سيد  و پدرش او را به  اتاق مطالعه  خصوصي اش فرا خواند و به او گفت  :  من از داشتن  پسر خوبي مثل  تو بي نهايت  مغرور و شاد  هستم  و تو را بيش از هر کس ديگري در دنيا  دوست دارم  . سپس يک جعبه  به دست  او داد . پسر , کنجکاو ولي نااميد . جعبه  را  گشود  و در آن يک انجيل زيبا ,  که روي آن  نام  او طلاکوب شده بود ,  يافت  .

با عصبانيت  فريادي برسر پدر کشيد  و گفت  :  با تمام  ما و دارايي که داري ،  يک  انجيل  به من ميدهي ؟ 

کتاب مقدس را روي ميز گذاشت  و پدر را ترک کرد .

سالها گذشت  و مرد  جوان  در کار و تجارت موفق شد . خانه زيبايي داشت و خانواده اي فوق العاده  . يک  روز به  اين  فکر افتاد  که پدرش , حتماً خيلي پير شده  و بايد  سري به  او بزند . از روز فارغ التحصيلي ديگر او را  نديده  بود . اما قبل از اينکه  اقدامي بکند  ، تلگرامي به  دستش رسيد  که خبر فوت  پدر در آن بود  و حاکي از اين  بود  که در , تمام اموال  خود را  به  او بخشيده  است . بنابراين  لازم  بود  فوراً خود را به خانه برساند  و به  امور رسيدگي نمايد .

هنگامي که به  خانه پدررسيد  . در قلبش احساس غم و پشيماني کرد . اوراق و کاغذهاي مهم  پدر را گشت  و آنها را بررسي نمود  و در آنجا ،  همان  انجيل  قديمي را باز يافت  . در حاليکه  اشک  مي ريخت  انجيل  را  باز کرد  و صفحات  آن را ورق زد و کليد  يک ماشين  را پشت  جلد آن  پيدا کرد . در کنار آن ،  يک برچسب با نام همان نمايشگاه  که ماشين  مورد نظر او را داشت  ، وجود  . روي برچسب تاريخ  روز فارغ التحصيلي اش بود  و روي آن نوشته  شده بود :  تمام مبلغ پرداخت شده  است  .

چند بار در زندگي دعاي خير فرشتگان  و جواب مناجاتهايمان  را از دست داده ايم  فقط براي اينکه به آن صورتي که انتظار داريم  رخ  نداده اند ... ؟؟؟ !

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط `*·.¸ ستاره ¸.·*´ | 

 


کاش می شد غصه را زنجیر کرد

کاش می شد غصه را زنجیر کرد

ذره های عشق را تکثیر کرد

کاش می شد زخم را مرحم شویم

یار و غمخوار و انیس هم شویم

کاش می شد بر خلاف سرنوشت

قسمت و تقدیر را از سر نوشت

کاش می شد چشم و دل را باز کرد

نغمه ها ی دوستی را ساز کرد

کاش می شد عشق را آغاز کرد

بی خیال از هر غمی پرواز کرد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط `*·.¸ ستاره ¸.·*´ | 

 

منو ببخش

زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه ؟
تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه

چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه
تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه

من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی
تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی

مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا
عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره
ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره

زیبا چشم تو اگه با رؤیاهام قهر کنه
آسمون دلش می خواد شهر و پر از ابر کنه

چه قدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ
چه قدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ

گفتی فاصلس میون من و رؤیاهام با تو
باشه اما نمی دم هرگز به هیچکسی جاتو

زیبا وقتی که خونت پیش مدیترانه بود
دل من واسه سفر منتظر بهانه بود

زیبا اسمت که میاد بدجوری دیوونه می شم
ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم

زیبا تو فرشته ای ، اهل یه جایی تو بهشت
نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت

از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا
جام چه قدر مشخصه ، تو نقشه ی دیوونه ها

زیبا آتیش می زنه دل منو اخمای تو
نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو

زیبا ناز کن که چشات ، ناز خریدنی داره
اون چشات گلی ستاره های چیدنی داره

مال هیچ کسی نشو چون اینجاها فرشته نیس
عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس

گفتی فاصله س میون فکرمو ، حقیقت
کاشکه داشتم یه ذره فقط یه کم لیاقت

تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف
تو یه کم گفتی و بعدش دوباره سکوت و برف

جای برفا روی کاغذ می شه نقطه چین گذاشت
حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت

عمریه موندم توی مصراع اول چشات
فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات

اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه
عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه

اگه باورت نشد بذار زمان نشون می ده
جواب سوالای سختو همیشه اون می ده

تو دوسم نداشته باش ، بازم قشنگه عالمت
کسی که می دونه اما می نویسه مریمت

زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش
دنیا باید بدونن فرشته ای ، پس بدرخش

شعر از مريم حيدرزاده

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط `*·.¸ ستاره ¸.·*´ | 
 
`*·.¸ صفحه نخست ¸.·*´
`*·.¸ ایمیل ، آی دی ¸.·*´
*·.¸`*·.¸ آرشیو ¸.·*´¸.·*
*·.¸`*·.¸ لوگو ¸.·*´¸.·*

`*·.¸ لینکهای خودم ¸.·*´
ایران ما (اتحاد ملی ، انسجام اسلامی)
`*·.¸`*·.¸ سهی¸.·*´¸.·*´
`*·.¸ آرشیو لینکها ¸.·*´
*·.¸ گذشته ها ¸.·*´
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
*·.¸`*·.¸ دوستان گلم ¸.·*´¸.·*
سفـــــــــینه 128
حرفایـــــه یه عاشـق تنـــــــها
بیا گل آرزوهام که بی تو تنهای تنهام
عــــــــــــشـــــــــــــق
بـــــــــــــاران عشــــــــــــــق
کـــــــــــــد جاوا اســـــــکریپت
دل نوشــــــته های کــــــاغذی
خاطـــــــــــرات یـــــاســـــــــــی
عکس و کارت پستال درخواستی
بزرگترین ژورنال لباس عروس و لباس مجلسـی
LOST**LOVE
ساغــــــــر هســــــــتی
مهســـــــــا خـــــــــانم
عاشــــــــق تنـــــــــها
اس ام اس و جـــــــــوک
پاتـــــــــــوق عاشـــــــــقا
ساعت ورزشـــــی برای وبـــــلاگ
پسرک تنها
حاج موحی
باران
دهکده رپ
دل نوشته های یه عاشق
آخرین برگ پایــــــــیز ...
ســـهـــیـــــــلا خـــــانــــــــم
شـــــادی
همه چیز
اخبار رایانه*دانلود*IT
هــــــواداران محمــــــدرضا گــــلزار
مــهـــــــــرداد
ای رهـــــــگذر...
خســــته دل شــکســــــته
شیــــــــــــدا
ساغـــــــــــــر
ســــــــلطان قلــــــــبم تو هســـــتی
بومیکس
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
آسمان شب
ذکر
در کوی عشق
نهایت آرزوها
مریم و رضا
الافی
نیـــــــــــــــــــــشخـــــــــــــند
`*·.¸secret-wings¸.·*
۩۞۩ ترفندهای ریجستری ۩۞۩
داستان های سفید
اس ام اس (پیامک) زیبا
شهرک موزیک
**عاشقی از قبرستان**
سیمین (امید)
عاشقی از جهنم
نگار(هرگز نمیشه فراموشت کرد)
ღ㋡عشق بازی ما جوونا㋡ღ
 

 RSS

`*·.¸ مدیریت سایت ¸.·*´
مهندس علیرضا شیرازی

دایرکتور

`*·.¸ ستاره خانم ¸.·*´

**** ستاره **** **************************** ساعت ستاره شناسی **************************** ****************************

FreeCod Fall Hafez

*****************************
 
-----------------------